دایره خبر، سرویس فرهنگ و هنر - افزایش قیمت بلیت کنسرتها، دسترسی بخشی از مردم به موسیقی زنده را دشوار کرده است؛ مسئلهای که به گفته بهزاد عمرانی، بنیانگذار گروه بُمرانی، نمیتوان راهحل آن را صرفاً در محدودکردن قیمتها یا فشار بر فعالان موسیقی جستوجو کرد.

وی ریشه گرانیها را در شرایط اقتصادی کشور میداند و معتقد است دولت باید مسئولیت بیشتری در قبال این وضعیت بپذیرد. در عین حال، قیمتگذاری پلکانی صندلیها و اختصاص سانسهای تخفیفی به دانشجویان را از راههای افزایش دسترسی مردم به اجراهای زنده پیشنهاد میکند. بهزاد عمرانی، بنیانگذار و خواننده گروه موسیقی بُمرانی، تأکید کرده است که گرانی بلیت کنسرت را نباید صرفاً به هنرمندان و تهیهکنندگان نسبت داد. از نگاه او، شرایط اقتصادی کشور نقش مهمی در افزایش هزینههای برگزاری کنسرت دارد و نمیتوان انتظار داشت فعالان موسیقی بدون در نظر گرفتن این هزینهها، قیمتها را کاهش دهند. وی با اشاره به اینکه قیمت بلیت کنسرتها از حدود ۵۵۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان متغیر است، از ضرورت ایجاد تنوع در قیمتها سخن گفته است، قیمتگذاری متناسب با جایگاه صندلیها میتواند امکان حضور مخاطبانی با توان مالی متفاوت را فراهم کند؛ بهگونهای که صندلیهای نزدیکتر به صحنه با قیمت بالاتر و صندلیهای عقبتر با بهای مناسبتری عرضه شوند.
این پیشنهاد بر یک واقعیت مهم در اقتصاد اجرای زنده تکیه دارد، همه مخاطبان توان پرداخت یکسانی ندارند، اما هزینههای سالن، عوامل اجرایی و تولید برنامه نیز باید تأمین شود. از نظر عمرانی، بهجای فشار یکسان برای کاهش قیمت همه بلیتها، میتوان با توزیع پلکانی قیمتها میان درآمدزایی و دسترسی عمومی تعادل ایجاد کرد. در ادامه با اشاره به تأثیر شرایط اقتصادی و نرخ ارز بر هزینههای زندگی، معتقد است برای حل مسئله گرانی باید به سیاستهای کلان اقتصادی توجه کرد. عمرانی همچنین بهبود روابط بینالمللی و فاصلهگرفتن از تحریمها را از عواملی دانسته که به باور او میتوانند بر کاهش فشارهای اقتصادی اثر بگذارند.
یکی دیگر از پیشنهادهای عمرانی، اختصاص بخشی از اجراها به مخاطبانی است که توان پرداخت قیمت کامل بلیت را ندارند. او پیشنهاد کرده است گروهها در صورت امکان، از پنج سانس اجرا، چهار سانس را با قیمت معمول و یک سانس را با تخفیف ویژه دانشجویان برگزار کنند. در این مدل، استفاده از کارت دانشجویی میتواند یکی از راههای احراز شرایط بهرهمندی از تخفیف باشد. چنین پیشنهادی میتواند راهی برای افزایش دسترسی گروهی از مخاطبان به موسیقی زنده باشد؛ البته اجرای آن به برنامهریزی گروهها، ظرفیت سالنها، هزینههای تولید و توافق با برگزارکنندگان بستگی دارد. همچنین باید سازوکاری روشن برای تخصیص بلیتهای تخفیفی وجود داشته باشد تا این امکان به شکلی منظم و قابل دسترس ارائه شود.
پیشنهادهایی مانند قیمتگذاری پلکانی و سانسهای تخفیفی میتوانند بخشی از راهحل باشند، اما بهتنهایی پاسخگوی همه ابعاد مسئله نیستند. شفافیت در هزینهها، تنوع شیوههای فروش بلیت و طراحی برنامههای حمایتی برای دانشجویان و گروههای کمدرآمد نیز میتواند در این مسیر مؤثر باشد. اما حفظ دسترسی عمومی به موسیقی زنده، تنها مسئله فعالان این صنف نیست، بلکه با وضعیت کلی معیشت و جایگاه فرهنگ در زندگی مردم ارتباط دارد.











