دایره خبر؛ مهدی نکودست - دلار در زندگی امروزما، از کلام و محاوره تا سبد خرید خانوار نقش دارد و تصمیم گیری ها در هرسطحی و هر نوع تعاملی برمبنای آن گرفته میشود و به نوعی مقیاس و متر ومعیار برای هرچیزی شده، دراین میان و پس از گفتگو با هر کسی درباره دلار یک سوال تکراری همواره پرسیده میشود: چه باید کرد؟
سالها پیش مدیر روابط عمومی یک مجموعه تولیدی و صنعتی بودم. البته از این سالها که میگویم ۱۰ سال هم نمیگذرد. در یک جلسه بودیم که تلفن همراه مدیرعامل زنگ خورد و به ایشان گفته شد دلار شد ۵۰۰۰ تومان! آنچنان با دست بر پیشانی خود کوبید و فریاد زد که ما وحشت کردیم و ایشان گفت دیگر با دلار ۵ هزار تومان در این مملکت نمیشود کار کرد. مدیرعامل که مرد دنیا دیده و با تجربه ای بود آنچنان فضایی را برای ما ترسیم کرد که زهره ترک شده بودیم و احساس میکردیم به زودی میمیریم.
تا زمان دلار ۵ هزار تومان، شیب صعود دلار هر ازگاهی بود، هر روزی نبود. کنشها بسیار پیچیدهتر و مقاومت سرمایهدار و سرمایهگذار و مردم و رسانه، سنگینتر و عجیبتر بود. کم کم رام شدیم، آرام شدیم و شاید بشود گفت به نحوی با این داستان دنبالهدار سازگار شدیم. چه بسیار افرادی که طی این سالها زندگی خود را به دلار تبدیل کردند، سرمایه خود را ارزی کردند، تولید و کارخانه و صنعت را به این کاغذ جادویی بدل کردند و چه بسیار کسانی که به حق این کار را خیانت مستقیم به خاک میهن، اقتصاد و مردم خود میدانستند و به تومان و سپرده های شان در بانک بسنده کردند وارزش سرمایههایشان طی این ۱۰ سال یک پنجاهم شد. نه آنها که دلاری فکر کردند امروز حال خوشی دارند و نه آنها که نکردند. چرا که خوشحالی و خوشبختی یک امر جمعی است و نمیتوانی به تنهایی بخری، بخوری، بپوشی، بگردی و لذت ببری در حالی که پیرامون تو فقر و گرسنگی فریاد میزند. اگر کسی به تو چیزی هم نگوید چشمهای آدمهای پیرامون از هر بلندگویی، بلندتر فریاد میزنند و با تو سخن میگویند.
دوست عزیزی دارم که اتفاقاً حلال خور است و از راه حلال و سالها زحمت و تلاش یک خودروی مدل روز و تقریباً لاکچری دارد اما هرجا که میخواهد برود یا با اسنپ میرود یا با ماشین رفقا! چندی پیش به او گفتم چرا با ماشین خودت این طرف و آن طرف نمیروی تو که عاشق این ماشین و رانندگی هستی؟ کوتاه گفت نگاهها خیلی اذیتم میکند! بله نگاهها اذیت میکنند، حرف میزنند و برای اهل فهم، درد و بار دارند. سالهاست که میشنویم ما در یک برهه حساس کنونی به سر میبریم اما به گمان نگارنده ما هیچ وقت در برههای حساستر از لحظه پیچیده اکنون نزیستهایم. همگی شاهد آب شدن لحظه به لحظه یخ سرمایههایمان به اندازه خود هستیم و آنانی که بساطی ندارند و سرمایهای نیندوختهاند به این میاندیشند که دیگر صاحب هیچ چیز نخواهند شد. چند سال پیش که اوضاع هنوز اینطوری هم نشده بود، مد بود در اینستاگرام بعضی از بلاگرها میگفتند این کلیپ را ۴۰ سالهها ببینند اگر ۴۰ سال نیستی رد کن برو، بعد بلاگر با آهی بنفش رو به دوربین میگفت: داداش چه غلطی بکنیم؟ امروز مردم از ۲۰ ساله تا ۸۰ ساله در تمام مقاطع سنی اعم از زن و مرد در محیط پیرامون از هم میپرسند چه باید کرد؟ برخی پیشنهاد خرید طلا، دلار و رمز ارز میدهند، برخی توصیه به داشتن پول نقد برای مدتی و برخی صرفاً خرید مایحتاج، آذوقه و خوراک! اغلب افراد حاج و واج و حیران به این وضعیت پیچیده مینگرند و هیچ کاری هم نمیکنند مثل خود من! ونمیدانیم چه باید کرد؟ ما مردم نه در جنگ تاثیر گذاریم نه در صلح، نه در گرانی دلار دخلی داریم و نه در تورم چند صد درصدی! میتوان گفت در هیچ یک از مولفههای حاکم بر شرایط امروز جامعه نه تاثیر گذاشته ایم نه میتوانیم تاثیر بگذاریم، چون بازی و زمین بازی جای دیگری است و بازیکنان در یک لیگ دیگر توپ میزنند و ما باید منتظر نتایج باشیم.
پس برای تغییر این شرایط دست ما به جایی نمیرسد اما یک کار میشود کرد؛ همگی میدانیم که انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و از محیط و آدمهای پیرامون خود تاثیر میپذیرد و انرژی میگیرد. با لحاظ این امر بدیهی آیا واقعاً نمیشود در انتشار اخبار دیوانه کننده و ناامید کننده و زجرآور و ارسال آنها برای یکدیگر اندکی تامل کرد وهمه بدبختی و مصیبتهایی را که در گیر آن هستیم یا شنیدهایم که درگیر آن خواهیم شد را برای یکدیگر نقل نکنیم؟ نمیشود کمی به هم انرژی بدهیم؟ نمیشود از امید دادن به هم و لبخند زدن به هم دریغ نکنیم؟ میدانم سخت است اما میشود فقط اندکی با یکدیگر مهربانتر بود میشود و میشود فقط کمی در حد توان به دور و بریها کمک کرد. آری میشود! درست است که شرایط سخت است، زندگی بیرحم شده و اقتصاد همه را فلج کرده و همگی مبهوت و شگفت زده شرایط حال حاضر هستیم اما وقتی میگوییم: یدالله فوق ایدیهم و اعتقاد داریم که دست خدا بالاتر از همه دستهاست پس باید امیدوار باشیم که اگر لطف خدا شامل حال ما شود و به ما رحم کند قطعاً اوضاع دگرگون خواهد شد. اما خداوند به کسانی رحم میکند که خودشان بر خودشان رحم میکنند. کاری به دولت، مسئولین،اقازاده ها، مقصرین، مختلصین! جنگ، ترامپ و هر آنچه یا آنکس که در ایجاد شرایط امروز نقش داشته، ندارم اما واقعا در جامعه امروز ما مردم به هم رحم میکنند؟
ارحم ترحم : رحم کن تا بر تو رحم شود ...









