مهرگان، وقتی پاییز بوی مهر می‌داد

دایره خبر؛ مهدی نکودست - مهرگان تنها نامی در تقویم کهن ایرانی نیست، روایتی است از روزگاری که انسان، طبیعت و آیین‌های اجتماعی در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کردند. جشنی که هزاران سال پیش در پاییز ایران برپا می‌شد و هنوز می‌توان رد پای آن را در فرهنگ، ادبیات و حافظه تاریخی این سرزمین پیدا کرد.

مهرگان، وقتی پاییز بوی مهر می‌داد

 پاییز از راه رسیده، طبیعت هنوز زیبای ایران آرام آرام رنگ عوض می‌کند، برگ‌ها زرد شده‌اند و هوا کمی خنک‌تر شده، برای بسیاری از ما که هزاران فکر و دغدغه‌ داریم صرفاً از فصلی به فصلی دیگر وارد شده‌ایم، اما صدها سال قبل پاییز فقط یک فصل در تقویم و گذر ایام نبود بخشی از فرهنگ و سبک زندگی ما ایرانیان با پاییز شکل می‌گرفت و رقم می‌خورد در میان ده‌ها و به گفته برخی از محققین صدها جشن کهن ایرانی نامی زیبا و با مسما وجود دارد که شاید به اندازه نوروز شنیده نشده باشد اما روزگاری از مهم‌ترین جشن‌های سال بود؛ مهرگان

 جشنی آیینی که با مهر پیوند خورده و با پاییز وصال دارد و در تاریخ ایران یادآور مفاهیمی چون دوستی، پیمان، فراوانی و شکرگزاری بوده است. در گاهشمار سنتی ایرانی مهرگان در روز مهر از ماه مهر یعنی روز شانزدهم مهر ماه برگزار می‌شد. نام آن نیز از مهر گرفته شده است. واژه‌ای که با نام ایزد مهر میترا در سنت ایرانی پیوند دارد. قطعاً شکل و شمایل برگزاری مهرگان در طول تاریخ  طول تاریخ رنگارنگ ایران یکسان نبوده است. برخی منابع از دوره هایی سخن میگویند که مهرگان به صورت جشن هایی چند روزه برگزار میشده است.

حتی بعد  از اسلام نیز این جشن به طور کامل از بین نرفت و در منابع عربی و فارسی بارها از مهرگان یا مهرجان سخن گفته شده است. در ادبیات زیبای پارسی وجه تسمیه یا دلیل نامگذاری هر مناسبت پیشینه  و فلسفه‌ای زیبا با خود دارد. یکی از زیباترین بخش‌های داستان مهرگان هم خود واژه مهر است در برخی پژوهش‌ها نام میترا یا مهر با واژه‌هایی مرتبط داشته می‌شود که معنای پیمان و عهد را دارد. مهر علاوه بر  معنای محبت و دوستی در فرهنگ ایرانی یادآور رابطه میان انسان‌ها بوده است، یعنی اعتماد پیمان و وفاداری.

 اگر نوروز را جشن آغاز و بدایت بدانیم مهرگان جشن رسیدن است. یکی با سبز شد و شروع چرخه‌ای تازه همراه است و دیگری با رسیدن محصول، تغییر فصل و نگاه به آنچه در طول سال به دست آمده. مهرگان تنها جشنی مردمی نبود منابع تاریخی از برگزاری مراسم مهرگان در دربارها هم خبر می‌دهند. یونسکو در پرونده ثبت مهرگان توضیح داده این آیین در ایران و تاجیکستان با برداشت پاییزی و قدردانی برای محصولات  دام‌ها ارتباط دارد و آن را مرتبط با طبیعت و انسجام اجتماعی ایرانیان کهن می‌داند. برخی منابع تاریخی پیوندهایی میان مهرگان با پیروزی فریدون بر ضحاک نیز قائل هستند. مهرگان با مجموعه‌ای از عناصر مانند جشن، خوراک موسیقی، هدیه دادن و  پوشیدن لباس‌های تازه یا مناسب فصل برگزار می‌شده است. البته که آداب آن در دوره‌ها و مناطق مختلف یکسان نبوده است

اما چه شد که مهرگان امروز اینگونه مهجور است؟

آنچه امروز در بسیاری از نقاط جهان توسط چهره‌های سرشناس درباره قدردانی از طبیعت، ارزش گذاشتن به محصول، تلاش، اهمیت پیمان و عهد و دیدار و ارتباط و جشن و شادی و سرور و توجه به داشته‌ها گفته می‌شود  ،دست به دست می‌شود و در پیچ و خم‌های فضای مجازی در قالب یک نوشته یا کلیپ یا هر نوع محتوای دیگری به دست جوان ایرانی می‌رسد و او با اعجاب محو این شیوه تفکر و نوع نگاه می‌شود، ما خود از از هزاران سال قبل داشته‌ایم مثل بسیاری از چیزهای دیگری که امروز آنها را شکلات پیچ می‌کنند و با نامی نو به خورد ما می‌دهند. آری مهرگان حامل تمامی این پیام‌ها، مفاهیم، نمادها و دستورالعمل‌ها بوده است. کافی است مهرگان را از پوسته تاریخی آن بیرون بیاوریم و به فلسفه آن توجه کنیم.

دقیقا آنجا که مولوی بزرگ می‌فرماید هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش گویی امروز ما را می‌دیده  و برای ما نسخه پیچیده است. شاید وقت آن رسیده باشد که به سنت‌ها ارزش‌ها و باورهای کهن خود بیشتر توجه کنیم و در حالی که آب در کوزه است اینقدر تشنه لب نچرخیم. مهرگان تنها یکی از ده‌ها یا صدها آیین و جشن کهن ایرانی است که در گذر قرن‌ها بخش هایی از هویت، باورها و سبک زندگی ما ایرانیان را شکل داده است اما امروز تنها لابلای کتاب‌های تاریخ و خاطره‌ها باقی مانده است . ملتی که گذشته‌اش را فقط در کتاب‌ها جستجو کند  که  آن را هم انجام نمی‌دهیم بخش بزرگی از فرهنگش را از دست خواهد داد شاید کم کم وقت آن رسیده باشد گذشته را با پرسش‌های امروز پیوند بزنیم و میراث‌های ارزشمند خود را دوباره زنده کنیم. مهرگان یکی از آن میراث‌هاست که هنوز حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد